تبليغاتX
morenna
خوابی که از سرت پرید من بودم
یک عمر از این شاخه به آن شاخه پریده ام

نه پشیمانم ، نه خسته  ...

                       هنوز درخت های بی شماری می شناسم

که شاخسارشان ،                                   

ابدیت را تداعی می کنند !

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387ساعت 13:26  توسط morenna | 

خواب/

موزیک /  من دوست دارم و یه بی قرارم کسی که نمی تونه بی تو بمونه  ....آخه دل به تو دادم و چه خوبه حالم و ....

کار /

چک پول / 

کلاس زبان/   !? what the hell is it

بیرون/

 بارون/     واسه عشقت تشنم ...   تویی دلیل همه ی خوشیام هر جا بری من با تو میام

سایت دانشگاه /

گرافیک  /   

نرمشهای موزون /  باید این و به تو بگم عزیزم با تو هستم تا همیشه ....نمی خوام فکرشم بکنم تو نباشی آخه نمیشه

فال/

ورق/

تاروت/

فکر/

فکر/

بازم فکر//////

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت 15:48  توسط morenna | 
دلم هواي
جرعه اي سکوت و تنهايي
از پياله ي دست هايت را کرده
ديگر از خدا هيچ نمي خواهم
حتي ترا  .....
و اين بزرگترين دروغ منست عزيزم! 

                                 parvane-65312
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 16:8  توسط morenna | 
توي شرکت مشغول به کار:
حاج آقاي رئيس وارد شدن و سلام و عليک.بعد با تعجب شما اينجا بودين؟من:بله از اول اينجا بودم.اون:آخه اينجا اتاق آقايون هست و ...شما دوس دارين برين اتاق خانوما؟من:بللللههه توي دلم.نههههههه.اصلا
پس دستورشو ميدم.به هر حال شما خانومي ديگه....
خانومي چادري و مثلا محجبه بدون آرايش با سيبيل و اينا توي شرکت هست که توي اتاق خانوماست.ايشون از همه فعالترن و با يکي از پسرا دوستن که البته همه مي دونن.
ايشون تا متوجه شدن من قراره برم توي اون اتاق جاشون و که نزديک ۷ ماه اون جا بودن عوض کردن و دقيقا اومدن جايي که من قراره برم.من فقط از سرعت عمل ايشون و اين کار زشتشون تعجب کردم.
و از بچه ها شنيدم آقاي "ش" صبح با ديدن اين صحنه بهشون گفته اين کارارو نکنييييين.
احتمالا از اومدن من توي اون اتاق هم چندان راضي نيست چون نمي تونن مثل قبل با آقاي ...دوستشون راحت صحبت كنن و ....چيزاي ديگه كه خيليا ديدن و شنيدن()
 

اگه دوست نداشتم برم توي اتاق خانوما و بمونم توي اتاقي که۳ تا آقا توش بودن شايد يه دليلش اين باشه كه دخترا يه كارايي مي كنن كه شرط مي بندم اگه پسر بود عمرا  كرد
علت اينكه حاج آقا مي خواد ما جدا باشيم چيه؟اينكه يه وقت با آقايون ارتباط برقرار نكنيم؟!
واسه مني كه بودن توي اتاق آقايون يعني رعايت حريم خصوصي اونا و خودم.يعني فقط كار.يعني توجه نكردن به بعضي كاراشون واسه جلب توجه حالا دارم كم كم شك مي كنم اون خانوم با اون چادر و قيافه خانومه و بايد جدا باشه  يا من؟!

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 14:23  توسط morenna | 

بعضي وقتا يه چيزي توي زندگي آدم گم ميشه.بعضي وقتا يه شيء كه بگردي پيدا ميشه يا يه حرفه كه شايد فكر كني يادت بياد.اما بعضي وقتا نمي دوني كه يه چيزي و گم كردي.نه دنبالش مي گردي نه به فكر پيدا كردنشي.
اون چيز مي تونه نفوذ كلام يا تمركز بر هدف و تسلط بر ضمير نا خود آگاه باشه
كتابي كه همكارم بهم هديه داد تمام اينارو بهم يادآوري كرد.من تا نصف خوندمش و باورش كردم.و حتي بهش عمل كردم.و نتيجش چيزي جز تعجب همه و رسيدن به خواسته هام نبود! اولين تجربه ي عمليه اين قضيه مربوط به محل كارم شد.بعد از تقريبا يك سال رفتم و از رئيسمون وقت گرفتم و باهاش صحبت كردم و ازش خواستم در مورد حقوقم تجديد نظر كنه.قبل از خوندن اين كتاب چيزي كه انتظارش و داشتم كمي فكر به حرفام بود و حالا ببينيم چي مي شه.اما بعد از خوندن اين كتاب مطمئن بودم به نتيجه خوبي مي رسم و رسيدم.جمله ي ريسمون بعد از شنيدن حرفاي من اين بود:چقدر مي خوايد؟! پس از اون خبر كردن مدير و مدير مالي و تنظيم قرار داد جديد در همون لحظه باعث تعجب همه شد!
اگه دنبال يه كتاب خوبيد اين و توصيه مي كنم.حكايت دولت و فرزانگي ميليونر يك شبه.(مارك فيشر)
..............................................................
حاشيه1:اولين سوال اقاي حاج آقا رئيس.-ازدواج كرديد؟من به دروغ:بله.در شرفشم!-مباركه(وقتي اونقد بي كاره كه واسه منشي خواستگار پيدا مي كنه....)
..............................................................
حاشيه 2:شما كارتون از چه ساعتيه:-از 8 صبح تا ۵ (من تا حالا 8 صبح و به چشم نديدم.من خيلي خيلي زود برم ۹ )
..............................................................
حاشيه 3:مسئول حسابداري-خبرا رسيده ميشه برين واسه منم صحبت كنين؟
..............................................................
اين روزها تنهايي ميرم غذا مي خورم.تنهايي توي حياط محل كارم قدم مي زنم.تنهايي و جدا از بقيه كار مي كنم تنهايي چه ايرادي داره جز اينكه تنهايي؟
.............................................................
گفت يافت مي نشود گشته ايم ما.گفتم آنچه يافت مي نشود آنم آرزوست!

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت 11:12  توسط morenna | 
سحر جون ازم دعوت کرده تو یه بازی شرکت کنم به اسم اگه نامرئی بودین چه کار می کردین

اگه نا مرئي بشم اول از همه يه چمدون يه زير انداز بر ميدارم و مثل جهانگرد توي كارتوم ممل شروع
مي كنم به ايران گردي و بدشم جهان گردي.چون در حال حاظر چنين اجازه اي ندارم...
چرا؟خوب معلومه چون پسر نيستم! انگار يه ارتباطاطي بين پسر بودن و نامرئي بودن وجود داره!
اول ميرفتم جنوب.بعد شمال.بعدم همدان.شب خيابون بو علي.بعد توي تموم رستورانايي كه توش
غذا خورديم.درست همون جاهايي مي شينم كه قبلا توش نشسته بوديم.درست همون جايي كه
من و سحر و هدي آرزو كرديم هيچ وقت تنها نباشيم و بعد از اون ديگه هيچ وقت هيچ وقت تنها اونجا نرفتيم .
بعد يه آرزوي(emerjency )مي كنم و ميرم توي خوابگاه و صبح يه روز زمستوني پنجره رو باز
مي كنم و با ديدن برف جيغ مي زنم.فقط حيف كه ديگه سحر2 اونجا نيست كه از خواب بپره و
فقط نگام كنه و به روم نياره.!!!
يه كاراي ديگه ايم دارم ولي نمي تونم بگم....حيف
راستي حتما كنسرت ابي و كامران هومنم مي رفتم.به قول سحر ديگه احتياج به ويزا و پولم نبود.
يه شبم ميرفتم كوهسار.از اونجا تهران و ديدن تو شب خيلي فاز ميده.
خيابون گردي توو شبم خيلي دوس دارم.دوچرخه سواري كه حتما.كلا شب يه چيز ديگست واسم
آخرشم مي رفتم پيش كسايي كه دوسشون دارم و ازشون دورم...

                                         نامرئي  

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 14:9  توسط morenna | 

چطور مي شه دلتنگ نبود,وقتي حتي فكرم جز پيش تو جايي و واسه رفتن نداره!
چطور مي شه تو رو ناديده گرفت,وقتي حتي روزها خواب تو را مي بينم!
چطور مي شه از تو گذشت,وقتي گذشته ي من از گذشتن از همه ي آدماي ديگه پر شده!
من غريبه ي ديروز و آشناي امروزم
چطور مي شه فراموش شده ي فردا نباشم؟!

                                     

                                    دلتنگي

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 12:57  توسط morenna | 
 براي اولين بار تصميم گرفتم شب قدر دعا نكنم.همش فكر مي كنم فرقي نمي كنه.چيزي كه بخواد بشه مي شه به خواستن و نخواستن ما نيست.خدام اينو گذاشته تا ما نا اميد نشيم و فكر كنيم ممكنه چيزايي كه مي خوايم و بتونيم با دعا بدست بياريم فكر كردن به آينده بهم استرس مي ده.حس گنگيه كه هيچي آرومش نمي كنه.دلم مي خواد چشامو ببندم و وقتي باز مي كنم روبه روم دريا باشه من آروم آروم برم به طرفش وفقط برم جلو.هيچ وقت برنگردم.
اما بازم طاقت نيوردم.مي خوام دعا كنم.
اين تنها كاريه كه مي تونم بكنم....
............................................................................
متين امروز گفت آدمايي كه ميبينن ما داريم ميايم اينجا سر كار فكر مي كنن اينجا توان بخشيه!اين قد كه ما داغون بايد بيايم سر كار.از خنده مرده بودم.آخه يكي از بغلمون رد شد امروز با تعجب نگامون كرد گفت:ا اينجا خوش تيپم پيدا ميشه!
 ...........................................................................
امروز آقاي نويد و ديدم.موجود نفرت انگيزيه.نمي دونم چرا اين قدر اين بشر انرژي منفي داره.فقط سلام.حتي واينسادم مثل متين باهاش حرف بزنم.سري پيچيدم.
بچه های شرکت می کن اصلا نمی شه فهمید توو سرم چی میگذره!
...........................................................................
فال امروزم مي گه بسياري از مشکلات شما زائيده تفکر و نحوه عملکردتان است که با کوچکترين تغيير در طرز تفکر و تغيير روش در مواجهه با مسائل روزمره زندگي بسياري از آنها خود بخود از بين خواهند رفت.شايد راس بگه.شايد....

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 13:57  توسط morenna | 
اگه دردی یه همدرد

اگه زخمی یه مرهم

اگه راهی من یه همراهم....

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 9:55  توسط morenna | 
پرم از حس بد

پر از انرژی منفی

یا به قول بعضیا هارمونی منفی

شاید ربط داره به دوره ای از زندگی که گاهی پیش میاد

اما واقعا حس بدیه

شاید شغلم و از دست بدم

اما خودم میدونم نگرانیم واسه این نیست...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 2:0  توسط morenna | 

رفیق من سنگ صبور غمهام

به دیدنم بیا که خیلی تنهام

هیشکی نمیفهمه که چه حالی دارم

چه دنیای رو به زوالی دارم

مجنونم و دلزده از لیلیا

خیلی دلم گرفته از خیلیا...

اگر چه هیچ کس نیومد

سری به تنهاییت نزد

اما تو کوه درد باش

طاقت بیار و مرد باش

صدای سازم همه جا پر شده

هر کی شنیده از خودش بی خوده

اما خودم پر شدم از گلایه

هیچی ازم نمونده جز یه سایه

سایه ای که خالی از عشق و امید

همیشه محتاج به نور خورشید

        آپلود و بهترین تصویر و عکسهای لینک اینترنت
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 0:42  توسط morenna | 
 

در میوه چینی بی گاه رویا را نارس چیدند

 و تردید از رسیدگی پوسید !

       آپلود و بهترین تصویر و عکسهای لینک اینترنت

    پریروز دوساعت تنها رفتم پشت بوم نشستم و به آسمون نگاه کردم...

    دیروز دو ساعت رفتم روی تختم دراز کشیدم و به تابلو های روی دیوار خیره شدم

    تصویر آدم هایی که به سمت غروب می رن...

    سر یه لجبازی ساده برنامه کاشان و کنسل کردم.پشیمون نیستم ولی....

    امروز یه جا خوندم متولدین آذر اول عمل می کنن بعد فکر می کنن...

    امروز همش استرس داشتم.شاید به خاطر امتحانام... رئیسمون عوض شد و حالا یه خانم

    سرپرستمونه و خوشحالم...

    الانم متین داره به زمین و زمان غر می زنه.میگه حوصله هیچ کس و نداره حتی نامزدشو!

    دیشب خواب دیدم رفتم همدان و داریم با بچه ها یه اتاق تو خوابگاه انتخاب میکنیم...

    از صبح این رویا توی خاطرمه.همش میرم توو فکرو برمی گردم و ذهنم پر از خاطره میشه...

   

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 16:3  توسط morenna | 
 

اگر شما هم ای میل یا اس ام اس ی با این مزمون دریافت کرده اید که

(سایت گوگل اسم خلیج فارس را به خلیج عربی تغییر داده است، اگر یک میلیون نفر اعتراض خود را به این آدرس ارسال کنند گوگل مجبور به تغییر این عنوان می شود)

http://new.petitiononline.com/sos02082/petition.html

لطفا بی تفاوت از این موضوع نگذرید

وبا کلیک بر روی لینک فوق اعتراض خود را ثبت کنید

با کلیک روی این آدرس صفحه ای باز می شود که از کاربر درخواست می شود در صورت تمایل و پس از خواندن متن اعتراض با وارد کردن نام و آدرس پست الکترونیک خود این نامه را امضا کند.

 

ترجمه متن نامه اعتراض به این شرح است:

به: انجمن کتابخانه های مخصوص آمریکا و بخش انجمن کتابخانه های مخصوص خلیج عربی

دکتر ربکا بی. وارگا و دکتر سیف عبدالله حمود الجبری

احترما:

ما، امضا کنندگان تقاضا داریم که انجمن کتابخانه های مخصوص ایالات متحده آمریکا عناوین "بخش خلیج عربی انجمن کتابخانه های مخصوص و .... را به نام "خلیج فارس" تغییر دهد.

 

در ادامه لازم به یادآوری مدارک تاریخی خلیج فارس است. آیا احتمال دارد که شما آگاه باشید در سازمان ملل چندین تصویب، این عنوان را برای این آب به رسمیت شناخته اند؟ خلیج فارس؟ از جمله تازه ترین گزارش گروه استاندارد اسامی جغرافیایی سازمان ملل، سند شماره 61، وین، 28 مارس 2006 که بر این نام به عنوان نام اصلی این خلیج تاکید کرده است؟ خلیج فارس؟

 

ما امیدواریم که اکنون و در این موقعیت و پس ارزیابی و خواندن درخواست ما، شما تصمیم درستی در این زمینه اتخاذ کنید. با سپاس از بررسی شما.

 

در حقیقت این نامه اعتراض به سایت گوگل نوشته نشده است، بلکه کاربران در اعتراض به اقدام انجمن کتابخانه های آمریکا در خصوص تغییر نام خلیج فارس به عنوان جعلی "خلیج عربی" این درخواست را تنظیم کرده اند.

.........................................................................................................

متن از وبلاگ سارا دختر آسمانی

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 14:36  توسط morenna | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
یادداشتهای گاه به گاه.فقط همین!

نوشته های پیشین
اسفند 1387
بهمن 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
پیوندها
سیندرلا
می اندیشم شاید خواب بوده ام
نا کجا آباد
محمد ترفند
بوف-رپ(داداشیم)
زیباترین تنهایی
دل گران
آدمک باران
رز سفید
فرهنگ نام و نام گزینی
عشق یه طرفه
آقا کلاغه و خانوم فنچه
سارا دختر آسمانی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

Online User :