
|
شاید خیلی تند رفتم....شایدم نه! نمی دونم.
ولی به آرامش رسیدم.آرامش پس از طوفان.... نمی دونم این وسط کی مقصره!من.....فکرای من.....تو.....!کی؟! فردا که بگذره تا یک ماه دیگه دور دورم....دوست ندارم.هیچ وقت عید و دوست نداشتم. اینم یه تجربه میشه .یه دوریه ظاهری..... خیابونا که خلوت می شه دلم می گیره همه جا که تعطیل میشه سکوتشو دوست ندارم. انگار از زندگیم دور میشم.....یه آرامش ظاهریه. دلخواه من نیست....
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 0:9 توسط morenna |
|
|
امشب هر چی گشتم پیدات نکردم. حتما می خوای بگی من همه جا هستم تو خوب نگشتی.ولی من سعی خودمو کردم.حتی کتابتو باز کردم ولی هیچی نفهمیدم.آره تو همه جا هستی ولی بیشتر توو موجودات غیر زنده احساست می کنم.....
نمی دونم چرا امشب هر چی گفتم حرفامو نفهمید.... نکنه اونم گمت کرده باشه!اونوقت باید دوتایی بگردیم دنبالت. هر کی زودتر پیدات کرد اون برندست.ولی از الان بگما من دیگه چشم نمی ذارم..... شاید من دارم اشتباه می کنم.... فقط یه شوک.یه الهام تازه....خواهش می کنم!!! |
|
+ نوشته شده در
شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت 0:57 توسط morenna |
|
|
امشب نبودنشو ا ح س اس کردم.
دلم براش تنگ شد....یه لحظه به این فکر کردم اگه برای همیشه نباشه؟! شاید گاهی باید نباشه تا من بیشتر فکر کنم. شاید اینجوری دیگه تردیدی نمونه...شاید...!!! شب چو در جسم من از هجر تو تب می آید غم به سر وقت من ای ماه به شب می آید جانم از حسرت دیدار به لب می آید عشق پیرانه سر از من به عجب می آید! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 2:10 توسط morenna |
|
|
دلم می خواد برم یه جای دور یه جای خیلی دور......
اونقدر برم که دیگه جایی برای رفتن نباشه! دور بشم از همه ی چراهای خودم.از همه ی اماهای این زندگی.عجیب شدم از آن من همیشگی خودم نیستم...! از من هیچ انتظاری نداشته باش.وقتی تمام سوالهای من به دلخواه نبودن جوابی می رسه که می شنوم.از من نخواه که بمونم... می خوام همون آشنای ناشناس باشم. توی این دنیای پر از رنگ مگه می شه هنوزم یک رنگ بود.من جایی بین خواستن و نتوانستن جایی بین ترس و تردید جایی میان هیچ مانده ام.تنها زمانی به تو تعلق خواهم داشت که مرا از همه چیز دور کنی.دور دور...... برایم سخن بگو شاید کلامت بال پروازی شود تا بی آنکه سفر کنم دور بشم از همه چیز. دور دور.... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت 15:28 توسط morenna |
|
|
کاش می تونستم م ت ف ا و ت باشم از آدمهایی که ش ب ی ه به منن.
ولی من ش ب ی ه آدمایی شدم که قبلا باهاشون م ت ف ا و ت بودم. تا حالا شده دچار ت ر د ی د بشی؟تا حالا شده اونقدر فکر کنی که از فکر کردن خسته بشی؟ خ س ت ه بشی از تکرار فکرای تکراری؟! خسته بشی از خ و د ت؟! تا حالا شده دلت بخواده م ه چیز و تجربه کنی؟میگی شنهای کنارساحل نرمه.ن م ی ف ه م م پای برهنم باید نرمیشو ا ح س ا س کنه. تا حالا شده خودت و واسه همه چیز آماده کنی دلت راضی بشه ولی یه حرف همه چیز و خراب کنه؟!آره فقط همون یه حرف!!تا حالا شده نذارن بفهمی چی درسته؟!چی می خوای؟! یک بوم دو هوا خستم به خدا نمی خوام نمی خوام بشم از تو جدا رویای عزیز تردید و گریز بی عشق نمی تونم به خدا. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 0:45 توسط morenna |
|
|
توی آسمون قشنگ ما اون بالا میون ستاره ها
یه ماهه که دختر خوشگلیه و یه ابر پیر با ابهت که از دور دستها عاشق ماهه. وقتی که ماه خانوم به ابر پیر لبخند می زنه ابر اونقدر خوشحال می شه که شروع می کنه به آواز خوندن اینجوریه که رعد درست می شه... فقط به خاطر یه لبخند!!! گوش می کنی عزیزم اینجوری رعد درست می شه. وقتی هوا غبار داره ماه خانوم بیرون نمی یاد اونوقته که صدای ابرو میشنوی که فریاد می زنه.اشک از گونه های ابر به پایین سرازیر می شه آخه دل ابر خیلی نازکه زود زود برای ماه تنگ میشه می دونی دل آدمایی که توو آسمونن با دل زمینیا خیلی فرق می کنه... اینجوریه که بارون درست می شه عزیزم بارون حس نمی کنی. وقتی هوا شروع به روشن شدن می کنه ابر رفتن ماه و نظاره می کنه توو آسمون بوسه ای براش میفرسته و اینجوریه که باد می وزه عزیزم اونو حس می کنی... اینجا رو زمین شاید کسی واسه رفتنت بوسه ای بفرسته اما به نظاره رفتنت نمی شینه... گاهی حتی قبل از رفتنت بوسه خداحافظی و می فرسته... عشق درست یه آسمون ابریه و تا جایی که من می دونم بخت اون ابری که بالا توو آسمونه واسه رسیدن به عشقش اندازه ی بخت منه...
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت 15:24 توسط morenna |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
یادداشتهای گاه به گاه.فقط همین!
|
| پیوندها |
|
سیندرلا می اندیشم شاید خواب بوده ام نا کجا آباد محمد ترفند بوف-رپ(داداشیم) زیباترین تنهایی دل گران آدمک باران رز سفید فرهنگ نام و نام گزینی عشق یه طرفه آقا کلاغه و خانوم فنچه سارا دختر آسمانی |
|
RSS
|
